ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 48

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

او مىگذاشت - رسم داشت كه وفيات معاصرانش را با دقت هرچه تمام‌تر و حتى الامكان با قيد ساعت و ماه و روز و سال ضبط و شرح حال متوفى را از روى جرايد و مجلات و تحقيق از بازماندگان و خويشان و دوستان نزديكش تكميل مىكرد ، و بعدها بتدريج هر اطلاع تازه‌يى بدست مىآورد بر يادداشتهاى قبل مىافزود و نوشته‌هاى خود را دايم حك و اصلاح مىكرد ؛ و اين حال تا پايان حياتش دوام داشت ، و به‌هرحال تقيد و التزام داشت كه چيزى بدون مأخذ نگويد و ننويسد . آشنايى من با معلم : آشنايى من با معلم كه منتهى بدوستى تا پايان عمر گرديد از حوالى سال 1300 شمسى هجرى آغاز مىشود . در آن تاريخ هنوز معلم ديه‌نشين بود ؛ و گاه‌گاه با همان كلاه ماهوتى و شال و قباى راستاى دهاتى و گيوه كمرى كه مخصوص روستاييان حبيب‌آباد و ديگر قراى دهستان برخوار است ، به شهر مىآمد و به منزل آقا شيخ غلامعلى مكتب‌دار و مؤذن راتب مدرسهء نيماورد كه از اخيار روزگار خود بود و در نزديك همان مدرسه خانه داشت وارد مىشد . من در آن تاريخ در مدرسه نيماورد حجره طلبگى داشتم ؛ و در تحصيل فلسفه و هيئت و نجوم استدلالى و سطوح عالى فقه و اصول كه نزديك بدرجه خارج بود شب و روز غرق درس و بحث بودم ؛ و ضمنا براى نوشتن ذيل و تكميل كتاب تذكرة القبور آخوندگزى ( ملا عبد الكريم متوفى 1339 ه - ق ) ، زوايد وقت خود را در مقابر و بقاع متروكه مخروبه و امامزاده‌ها مىگذرانيدم ، خاك مىخوردم و -